تبليغاتX
خط کمرنگ
خط کمرنگ

 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

 



آقای ببا من به شما علاقه دارم!

نمی دونم چرا یک مدته که عاشق ببا شدم!

از صبح که از خواب پا میشم ٬در به در دنبالشم.ولی معمولا چون سرکار هست و صبح ها خونه نیست ٬ پیداش نمی کنم.بعدش میرم جلوی عکسش که به دیوار هست می ایستم و هی بابا میگم و ننا هم به جای همدردی فقط می خنده!

وقتی پنج شنبه و جمعه ها خونه هست ٬به عشقش دیگه نمی خوابم.

آقای ببا! اگه وقتی که هستی من دوست دارم فقط تو پوشکم را عوض کنی خب بهت علاقه دارم!

آقای ببا! اگه موقع رانندگی٬ دوست دارم بیام فرمون ماشین را بگیرم فقط می خواهم تو خسته نشی.

اگه تا از در خونه می خواهی بیرون بری٬ حتی برای بردن آشغالها! من هم باهات می آیم٬ خب دوست ندارم تنها بری و بدزدنت!

اگه تا می خواهی چیزی بخوری ٬من هم میایم باهات می خورم !می خواهم که بعدش تنها دل درد نشی.

اگه تا می خواهی تلویزیون ببینی٬ من میایم جلوی صفحه اش می ایستم! می خواهم چشمهایت ضعیف نشه.

اگه شبها دوست دارم موقع خواب بهت بچسبم٬ می خواهم خوابهای رنگی ببینی!

اگه تو خونه تا جعبه ابزارت را بر می داری و من هم وسایل کارم را بر می دارم و دنبالت میایم! می خواهم کمکت کنم که یک وقتی خسته نشی!

آقای ببا من به شما علاقه دارم! باز هم بگم ...بگم!

 


جمعه هجدهم دی 1388 توسط تپل



من واقعا بچه آرومی هستم چون...
چون به آرومی چراغ خواب را روشن می کنم!به آرومی همه چراغهای خونه را خاموش و روشن می کنم!

 

من با آرامش تمام اسباب بازی هایم را از داخل کمد در میاورم و در سطح خونه به آرومی پخش می کنم!

 

من به آرومی جارو برقی محبوبم را بغل می کنم و اگر خودکاری پیدا کنم دست و پاهایم را خط خطی می کنم!

 

واقعا هنوز هم باور نمی کنید که من چقدر آرومم!این همه سند و مدرک آوردم!


شنبه دوازدهم دی 1388 توسط تپل



خونه مادر بزرگه

خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره
خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره
خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره


در بازه خونه ی ما
همیشه سبزه زاره
دشتاش پر از بوی گل
اینجا همش بهاره
دل وقتی مهربونه , شادی میاد میمونه
خوشبختی از رو دیوار سر میکشه تو خونه

این شعر را نوشتم٬ که یعنی آره!ما امشب دوباره میریم شمال و خونه مادر بزرگه.

خونه مادر بزرگ مهربون ما علاوه بر چیزهای بالا غذاهای خوب هم داره!چون می دونند که کلا این ننا وببای من عاشق غذاهای خوب هستند و چون خودشون قابلیت پختن غذاهای خوب ندارند!مامان بزرگم همیشه جبران کم کاری های ننا و ببا را می کنه

ما که میریم٬ من نقش سوگلی را برای همه ایفا می کنم

علاوه بر مادر بزرگ ٬ پدر بزرگی هم دارم که تو دنیا بی نظیره!در نوع خودش پدیده ای هست!اگه یک نفر باشه تو دنیا که بتونه ننا و ببای من را سر عقل بیاره ٬همین پدر بزرگ شگفت آور من هست!

من رفتم ٬ می روم جایز نیست 

توضیح برای گسترشی های مهربون!بله با دیدن عکس درست حدس زدید!من و ننا هم دیروز با ببا !اومدیم شرکت٬

فقط بالا نیومدیم که من بی تقصیرم


پنجشنبه سوم دی 1388 توسط تپل



ورود به ماه هجدهم
سلام بر پسر پر انرژی خونه ما.

۱۷ ماهه شدنت مبارک.امید دارم که همیشه این همه شاد و پر انرژی باشی.

من و ببا را واقعا به خاطر افتضاح کردن موهایت ببخش!باور کن تا چند ساعت بعدش دچار افسردگی شدیدی شده بودیم.کلا به خاطر این موضوع دست زدن به قیچی را تو خونه تا اطلاع ثانوی تعطیل اعلام کردیم!

تو دیگه کاملا مرد مستقلی شدی.وقتی بیرون میریم حتما باید خودت تنها راه بری !و اگه ما بخواهیم دستت را بگیریم خیلی به غرورت بر می خوره!و ما هم سعی می کنیم به این همه استقلالت احترام بذاریم و به طور نامحسوس فقط کلاه کاپشنت را بگیریم تا غرورت را جریحه دار نکنیم!

بسیار بچه خونگرم و خوشرویی هستی!به طوری که ما برای دیدن یک پاساژ کوچولو که ۱۰ دقیقه ای میشه دید ٬ به خاطر اینکه تو میری توی تک تک مغازه ها و با مغازه دارها خوش و بش می کنی را یک ساعت طول می کشه تا می بینیم!

خواستم بگم بالاخره تو صاحب ۲ جفت کفش شدی و از جمع کودکان پا برهنه دنیا خارج شدی!

خطرناکترین کار ماه پیشت این بود که با سرعت از روی مبل بالا میری و خودت را به پشت پنجره می رسونی و بیرون را نگاه می کنی و هی میگی د د - با با!

در این لحظات که تو در حالت بسیار ناپایداری هستی من و ببا تقریبا در آستانه سکته هستیم و البته سعی می کنیم مزاحم لذت بردن جنابعالی هم نباشیم!

حرف زدنت هنوز به حالت اشاره هست و فقط من و ببا می فهمیم که چی میگی!کلماتی که میگی بیشتر حول و حوش حرف دال هست که بر حسب زمان و مکان ما متوجه منظورت میشیم!

آده به معنی آب در اینجا "د" را کاملا محکم میگی و بعدش صدای خفه شدن را هم در میاری!

بابا کلمه مورد علاقه ات که شامل بابا و مامان و هر چیزی که دوست داری میشه!

د د (با فتحه) به معنی ددر و گردش که با تاکید فروان رو حرف "د" همراه با برداشتن شلوار جینت برای بیرون رفتن!

گیق کلمه محبوبت به معنای جارو برقی!

وووپ به معنای توپ -فوتبال بازی کردن.شوت زدن.

کوواک به معنای اردک.

این نه  به معنای این را به من بده!!!و اگه ندی من بسیار ناراحت میشم!!

ههمممم با قورت دادن های فروان!به معنی که به من غذا بدید!

بع بع به معنای گوسفند و مشابه اش قدقد قدا و هاپ هاپ برای مرغ و سگ.

داااااا با صدایی که از ته گلو میاد و خیلی خشن ادا میشه! به معنی سی دی بیبی انیشتین و اون مار توش!

اییییییییییییی با صدایی کاملا زیر و نازک بعد از دیدن هر نی نی و ابراز احساسات به خاله و عموهای تلویزیونی!

مممممممم کلمه ای فرا گیر به معنی من ٬ مهر ٬نماز!!

جالبترین کارت رقصیدنت با هر آهنگی هست به صورت کاملا حماسی و عارفانه!طوری که دو دستات بالاست و بسیار نرم و آروم می چرخی٬ تو حالتهای سماع!و از من و ببا هم می خواهی که همراهی ات کنیم.

اما کاری که من خیلی دوست دارم و تو انجام میدی٬ بسیار زیبا دعا خوندن زیر لب هست ٬که از ۱۰ ماهگی انجامش میدی!و هر جا که باشی صدای قرآن خوندن و اذان را بشنوی سریع شروع می کنی تند تند دعا خوندن.

از نماز خوندن هم فقط سجده می کنی و به بقیه واجباتش کاری نداری!!

عزیزترین ننا خداوندمهربون همیشه نگهدارت باشه و از تو و همه بچه های دنیا مراقبت کنه٬ که ما ببا و ننا ها هر چقدر هم تلاش کنیم نمی تونیم خوب مراقبتون باشیم!

 

 


پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 توسط ننا



جنایت
بعد از جنایت!

قبل از جنایت!

ببا و ننای نا مرد این مطلب را در حالی می نویسم که بغضی شکسته در گلو دارم و اشک در چشم!

و قلبی مالامال از اندوه!

شما که عقل و درست حسابی ندارید!شماها که نمی تونید شخصیت کودکی چون من را درک کنید !

شما ها که چشم دیدن محبوبیت من را ندارید!

آیا شایسته نام ببا و ننا هستید ؟

جنایت فقط این نیست که من را بذارید پرورشگاه یا سر چهار راه که گل بفروشم!

آیا این جنایت نیست که گیسوان کمند من را٬ معروفترین مانی دنیا ٬را به چشم بر هم زدنی به فنا بدهید؟

من می دانم روزی بزرگ خواهم شد و

 قیچی خواهم بر داشت و

شباهنگام موهایتان را خواهم چید و

به دست باد خواهم سپرد.


دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط تپل



آواز اساطیر

 

وَ یاد ا و روﮊَه تا ج وَ زال سَنیْ(به یاد آن روزی که تاج را ازدست زال گرفتی)

گِلیمْ پوشْ کِردی، پوسِ بورْ کَنی (لباسی مانند گلیم پوشیدی و پوست ببر را دراوردی )

فِدایْ ناوِدْ بامْ صاحِبْ زورُ و رَخْشْ، بورِ بیَنْدیش شیرِ دِلْ نَلَخْشْ روسَم(ای صاحب زور و رخش شیر شجاع و ببر نترس فدای اسمت شود)


اگه فکر کردید من هم بچه ای هستم که مثل بقیه بچه های همسن و سالم ترانه های اون ور آبی و یا یک توپ دارم قلقلیه ٬ تاب تاب عباسی و ... را دوست دارم باید بگم سخت در اشتباهید!

خواننده مورد علاقه من شهرام ناظری هست و نوار آواز اساطیرش که شاهنامه کردی هست ٬ را من٬ می پرستم!

مطمئنم الان خیلی جا خوردید مگه نه!

انتظار ندارید منی که قراره نوازنده بشم ٬ برم (عروسک قشنگ من!قرمز پوشیده) را گوش کنم که!

من به قدری عاشق آواز اساطیرم٬ که در هر موقعیت زمانی و مکانی !که باشم تا این آهنگ را می شنوم

نا خود آگاه ساکت میشم و با جان دل گوش می کنم و بعضی اوقات هم دچار شور حماسی میشم از داستان لیلی!و بیژن و رستم و اسفندیار و سماع می کنم!

این ترانه ای بود که وقتی تو دل ننا بودم همیشه می شنیدم و موقع نوزادی با اون خواب می رفتم!


پوسِ بورِ رَزْمْ بپوشَ نَوَرْ(لباس رزمی را که از جنس پوست ببر است بپوش)

ران بِنْیَهْ رِکاوْ رَخْشِ تَکاوَر(پایت را در رکاب رخش تکاور بگذار )

اَشْکَبوسْ راگِیْ مِیدانْ کَرْدَنْ بَر(اشکبوس راه میدان را در پیش گرفت)

وَسوزْ مَپِرْ سُ هَوایْ پیلَهْ تَنْ(با تمام وجود همرزم خود را جستجو می کند)

................

ایرانی تَه نیا وه توش هَن اومید (ایرانی فقط به تو امید داره)

جای ئومیدشان مه که نا ئومید(امیدشان را نا امید نکن)


شنبه بیست و یکم آذر 1388 توسط تپل



Blog Skin