
بعد از این همه مدت ننوشتن،نوشتن اراده ای عظیم می خواهد!
در بهار نود و پنج ،آقا مانی جان خونه ما ،کلاس دومی هست و هنوز چند ماهی تا هشت ساله شدنش مونده.
تمام زندگی اش فوتبال شده و فوتبال و تکرار می کنم فوتبال !
از صبح تا شب حرف های خونه ما پیرامون همین موضوع هست .دیشب بازی چی شد ،کی گل زد ،سوارز پاس گل داد،رونالدو رکورد زد!رونی مصدوم بود خوب شد!دربی چی میشه،طارمی گل زد ،آخرین وضعیت تیم ها تو جدول چیه !فوتبال 120 رو حتما ببینیم و.......................................
خلاصه زندگی روزانه ما !!مانی همچنان عاشق مدرسه هست،روزهای خوش یکشنبه که زنگ ورزش دارند و یک آقاورزش که می پرستند و البته هر یک شنبه که میریم دنبال مانی ،کری خوندن فوتبالی که تیم ما با اختلاف برنده شده!
بعد از دو سال کلاس های مقدماتی موسیقی رو تموم کرد و به اصرار خودش ساز تخصصی سنتور را انتخاب کرد.
پسرک چند هفته دیگه بیشتر به پایان مدرسه اش نمونده و می خواهد هر طورشده تابستون به کلاس های فوتبال بره
ونداد در بهار نود و پنج یک پسر چهار ساله و سه ماهه هست. خیلی دوست داره به مهدکودک بره ،ولی مامانش حوصله نداره هر روز پله نوردی کنه و چندین بار بیاد و بره 
دقت و تمرکز خیلی بالایی داره و عاشق بازی های فکری هست.
هم چنان از اعتماد به نفس بسیااااررر بالایی برخورداره.
به اندازه مانی به فوتبال علاقه مند هست.ولی تو بازی اگه گل بخوره یا کسی بهش پاس نده جنجال می کنه در حد لالیگا
ظرفیت باختن نداره.سریع بازی رو ترک می کنه و یا گل به خودی می زنه که بازی رو بی ارزش کنه!
بله یک همچین بچه ای داریم ما !
از دیروز هم گیر داده چند تا دندونش کنده بشه تا زودتر بره پیش دبستانی کلاس خاله فتانه که ونداد عاشقش هست!
از هنر هایش ،هم چنین نظر دادن راجع به همه ی موضوع های ریز و درشت خونه هست.
خلاصه که داستانی داریم ما هر روز.
امسال مسافرت های نوروزی هم از بیست و هفت اسفند به شهرهای شمالی شروع شد.روزهای خیلی خوب و به یاد موندنی .
امیدوارانه انتظار سال خوبی را می کشیم تا تلخی های سال 94 را برای ما کمرنگ کنه.