بوی ماه مهر
مانی نازنینم ،بدون اغراق از وقتی که به دنیا اومدی ،بارها به امشب فکر می کردیم.ولی همیشه تو خیال ما ،زمانی خیلی دوری به نظر می رسید.
اما حالا امشب شده.زودتر از چیزی که انتظارش را داشتیم.شبی که پسرک کوچولوی ما ،باید به حساس ترین مقطع زندگی اش پا بذاره.
پسرکم ،همیشه مهر نود و سه تو ذهن ما هیجان زیادی ایجاد می کرد.
حالا امشب شبی هست که تو فردا صبح باید به جشن شکوفه ها بری.تا رسما یک مانی کلاس اولی بشی.
نمی دونی چه اضطراب عجیبی در دلم هست.
نمی دونی که وقتی من و بابا تو را در لباس فرم مدرسه دیدیم،چه حجمی از هیجان درون ما بود و چه اشکی تو چشم های ما.
مانی عزیز دل ما ،می دونی آرزوی همه مامان ها سلامتی و موفقیت بچه هاست.
امشب خالصانه ترین دعایم را برای تو دارم. برای تو که این راه را به سلامت به پایان برسونی.
که بهترین دوستها و بهترین معلم ها و بهترین اتفاق ها برایت رقم بخورد.
باید دو تا بچه داشته باشی،که بفهمی فرزند ارشد یعنی چی.
که تو فرزند ارشد ما بهترین دوست ما هستی و بهترین جای قلب ما برای تو و ونداد هست.
نازنین ما ،همه دعای خیر یک پدر و مادر ،بدرقه راهت 
اضافه کنم جشن شکوفه های مانی با خوبی و خوشی و کلی خاطره خوب برگزار شد. مانی کلاس 1/2 با چهار تا از دوستهای پیش دبستانی اش افتاد.معلم اش هم خانم شریفی اصل هست.برای ثبت در خاطرات ،اسم معلم کلاس اول خوب چیزی هست !
در اين وبلاگ از اولين لحظات حضور ماني و ونداد به صورت خطي كمرنگ تا بعد از تولدشان ثبت شده است.