آخرین لحظه های سال 93
فقط چند ساعت دیگه مونده امسال تموم بشه،سالی که کلاس اولی شدن مانی برای همه خانواده بزرگترین اتفاق بود.
اوایل سال که مانی اخلاق گرای ما به مدرسه رفت ،کلی دچار مشکلات شدیم و بیشتر هم به خاطر بی اخلاقی های بقیه بود،طوری که ما هم به خودمون شک کردیم آیا این همه پای بند بودن به اخلاق در خانواده ما واقعا چیز خوبی است!!!
ولی زمان همیشه بهترین کمک را به آدم می کنه.هر چی از زمان مدرسه رفتن می گذشت ،داستان مانی بهتر و قشنگ تر می شد
طوری که به ما ثابت شد همانا فقط اصول و اخلاق هست که در این دنیا می ماند
حالا با دلی راضی و امیدوار به استقبال سال جدید می رویم !
از ونداد و داستان هایش خیلی دلم می خواهد بگم. مخصوصا از داستان های تاکسی،ولی خسته تر از این حرفهایم.
الان دو تا برادر خوابیدید و قراره موقع تحویل سال بیدار بشید و عیدی بگیرید.
امیدوارم یک دنیا اتفاق های خوب برامون تو سال جدید در انتظار باشه
در اين وبلاگ از اولين لحظات حضور ماني و ونداد به صورت خطي كمرنگ تا بعد از تولدشان ثبت شده است.